نگاهي اجمالي به پديده مدگرايي و لباس ملي در چند پرده
پرده اول: "23 بهمن 1307"
"در اينموقع كه قانون متحد الشكل نمودن البسه بتصويب رسيد در مجلس مقدس دارالشوراي ملي، بعموم مردم شهرها و قصبات اعلام مي شود نظر باينكه تأسيس اين قانون ايجاد روح اتحاد و توحيد صورت و معني است و در واقع جامه سعادت و نيك بختي اهالي ايران بشمار مي آيد مقتضي است عموماً با يك بشاشت و خرمي حسن استقبال نموده....."
ظاهراً سر و سامان دادن به وضعيت پوشش مردم در همه ادوار و حكومت ها از اصلي ترين دل مشغولي هاي تصميم گيران و متوليان فرهنگي و سياسي كشور بوده است و اين امر مختص نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم نيست. امّا طي چند سال اخير ، اين براي نخستين بار است كه مجلس محترم سرانجام در قالب تصويب يك قانون مشخص، گامهايي عملي براي ساماندهي وضعيت مد و لباس در اين مملكت برداشته است.
قانوني كه بنابر ادعاي طراحان آن با ديدي تكثرگرا و مبتني بر نيازهاي جامعه جوان امروز كشور تصويب شده است و مطالعه آن نيز انصافاً تفاوتهاي بنيادين و ذاتي آن را با قانون زمخت و بي پشتوانه سال 1307 به وضوح مشخص مي كند.
پرده دوم: "مجلس شوراي اسلامي 1385"
"الآن يك ساعت است دارم مي گويم دستور نيست، تشويق است؛ يعني شما فرق تشويق را با دستور نمي دانيد؟ چه كسي لباس ملي را مطرح مي كند؟ من مي گويم ساماندهي مد و لباس.
خدا لعنت كند كسي را كه گفت اين طرح اجباري و دستوري است. اينگونه نيست. ما مي خواهيم از طراحان مد و لباس ايراني در قالب يك كميته 9 نفره كه در وزارت ارشاد تشكيل مي شود،حمايت كنيم. ما مي خواهيم برگرديم به يك كثرت گرايي فرهنگي."
"عماد افروغ" رئيس كميسيون فرهنگي مجلس، از مدافعان و پي ريزان اصلي "طرح ساماندهي مد و لباس" است. او از تعبير نادرستي كه از اين طرح صورت گرفته بسيار ناراحت است. افروغ در دفاعي هم كه پيش از تصويب اين طرح در مجلس به عمل آورد، گفت: "اتفاقاً با اين طرح، مانه تنها هيچ مبارزه اي با مد نداريم بلكه به دنبال مدگرايي نيز هستيم و به استقبال آن رفته ايم و از تكثّر حمايت مي كنيم".
به نظر مي آيد آنچه نمايندگان را در ميان بحث هاي داغ و مهم سياسي و اقتصادي متوجه مقوله فرهنگي مد و لباس كرد، وضعيّت خاص پوشش مردم، خصوصاً جوانان است كه با فرارسيدن فصل تابستان معمولاً بيشتر در كانون توجه، انتقاد ، اعتراض و حلّاجي مراجع متعدد و مختلف قرار مي گيرد و امسال نيز با مطرح شدن طرح ضربتي برخورد با بدحجابي از اهميت دوچنداني برخوردار شده است.
همين طرح گرچه از زواياي مختلفي مورد انتقاد قرار گرفت ولي ثمرات مثبت متعددي را هم به دنبال داشت؛ چرا كه نبود الگوي واحدي كه براساس آن نيروي انتظامي بتواند مقوله "بدحجابي" راتعريف كرده و منسجم و منطبق با آن، نسبت به برخورد با اين ناهنجاري اقدام كند، بيش از پيش اهميت و ضرورت خود را نشان داد و همين خلا باعث شد تا اين نياز به دفعات از سوي ضابطين اجرايي به قانگزاران گوشزد شود تا آنجا كه نيروي انتظامي اعلام كرد منتظر تصويب طرحي در مجلس است تا الگويي براي تشخيص حجاب مناسب از حجاب نامناسب باشد. در طرح ساماندهي مدولباس كه به منظور پركردن خلااهاي موجود، بدون هيچ مخالفي در مجلس تصويب شد، آمده است: "به منظور حفظ و تقويت فرهنگي و هويت ايراني - اسلامي، ارج نهادن، تثبيت و ترويج الگوهاي پوشش ملي، هدايت بازار توليد و عرضه البسه و پوشاك براساس طرح ها و الگوهاي داخلي و نيز در جهت ترغيب عموم مردم به پرهيز از انتخاب و مصرف الگوهاي بيگانه و غيرمأنوس با فرهنگ و هويت ايراني، وزارت ارشاد مكلف است تا جهت پي ريزي ساختار مديريتي موضوع اين قانون، كميته اي متشكل از يك نفر نماينده تام الاختيار از هر كدام از وزارتخانه هاي فرهنگ و ارشاداسلامي، بازرگاني، صنايع و سازمان هاي صداوسيما، مديريت و يك نفر نماينده از كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي تشكيل دهد."
همان طور كه از ماده اول اين قانون برمي آيد، تأكيد برالگوهاي بومي و حدود شرعي، يكي از عمده ترين اهداف در نظر گرفته شده است؛ درحالي كه شايد اصلي ترين نقطه ضعف اين قانون نيز دقيقاً همين نكته باشد.
"دولت آبادي" مخبر كميسيون فرهنگي مجلس، الگوهاي ايراني - اسلامي مزبور را اين گونه تعريف مي كند: "آيه31 سوره نور، معيار اسلامي بودن را مشخص كرده و گفته كه براساس قوانين چه مقدار از بدن را بايد پوشاند. شرايط لباس ايراني هم در جامعه مشخص است."
توضيح آقاي دولت آبادي در واقع مسأله جديدي را روشن نمي كند؛ چرا كه اتفاقاً سئوال همين است كه شرايط لباس ايراني در كجا، چگونه و از سوي كدام گروه مرجع تعيين مي شود؟
ظاهراً مخبر كميسيون فرهنگي مجلس پاسخ را به عرف جامعه احاله كرده است. اين درحالي است كه مراجعه به آيه 21 سوره مباركه نور نيز انسان را با بيش از 7تفسير مختلف روبرو مي كند!
"لاله افتخاري" ديگر عضو كميسيون فرهنگي مجلس نيز در اين رابطه مي گويد: "كميته براساس نظرات طراحان و كارشناسان اسلامي مي آيد و اين خط قرمزها را مشخص مي كند...." پاسخ خانم افتخاري شايد در شناخت گروه مرجع كمك بيشتري كند. وي آراي طراحان را كه البته با درنظر گرفتن خطوط قرمز شرعي و با آشنايي آنان از عرف جامعه و مشخصه هاي فرهنگي و ايراني مطرح مي شود، مرجع و مبناي طراحي لباس ملي معرفي مي كند.
پرده سوم: دانشگاه الزهراء(س)
"دبيرخانه اي در زمينه طراحي لباس تشكيل شده است؛ اما تصور مي كنم افرادي كه در اين زمينه نظر مي دهند، حتي اطلاع ندارند كه در دانشگا الزهراء رشته طراحي پارچه و لباس وجود دارد و استادان ارزشمندي نيز در آنجا به تدريس مشغولند كه مي توانند نظرات سازنده اي در مورد لباس ملي ارائه كنند."
"صديقه پاك بين" مدير گروه طراحي پارچه و لباس دانشگاه الزهراء، هم چنين با اشاره به وجود پتانسيل هاي فراوان در فضاي علمي و دانشگاهي از بي توجهي بخشهاي سياستگذار و اجرايي گله مي كند.
پاك بين معتقد است: آن طوري كه برخي تصور مي كنند، لباس ملي تنها يك نوع لباس نيست، ممكن است دو يا چند لباس ملي داشته باشيم كه معرف و نماد ايران و ايراني در مجامع بين المللي باشد".
نكته بسيار مهمي كه در بررسي نظرات و اظهارنظرهاي افراد مختلف و متعدد در زمينه پوشاك ملي مشاهده مي شود، وجود نوعي سردرگمي در تعريف كاركرد پوشاك و لباس ملي است. درحالي كه مراكز مختلف نظارتي و نهادهاي اجرايي از وضعيت نامناسب پوشش جوانان در كوچه و خيابان انتقاد مي كنند و از نهادهاي تصميم گير مي خواهند با ارائه دستورالعمل مشخص و ملاكهاي روشن، آنان را در اجراي وظايف نظارتي و تعزيراتي خود كمك كنند؛ سياستگذاران در پي رسيدن به پوششي هستند كه معرف فرهنگ ايراني و هويت اسلامي ما در مجامع رسمي و بين المللي باشد. گويا چشم و گوش جهانيان برآنچه در كوچه و خيابانهاي ما برتن جوانان ماست، بسته است و فقط و فقط آنچه مسئولان كشور در محافل رسمي برتن دارند، معرف فرهنگ غني ايراني - اسلامي ماست.
در اين ميان شايد سراغ گرفتن از متخصصان و طراحاني كه جا نگرفتن در چارچوب تنگ القاب و مسئوليتهاي رسمي، آنان را درگير خط قرمزهاي دست و پاگير بوروكراسي و سياست نكرده است، ما را در يافتن پاسخ براي پرسش هاي برآمده از طرح مجلس بيشتر ياري كند.
"يوكابت فرخي" طراح جوان لباس فرم مهمانداران هواپيما كه ديگر امروز اغلب ما با آن آشنا هستيم در اين رابطه مي گويد: "جوان غالباً رنگ و طرح را دوست دارد و دلش مي خواهد هميشه پوشش جديد و تازه داشته باشد، ولي وقتي لباسي متناسب با فرهنگ خودش براي او تهيه نمي شود، طبعاً به سراغ ديگر فرهنگ هاي غيرملي مي رود.
فرخي در توضيح روند طراحي لباس مهمانداران در واقع به همان نكاتي اشاره مي كند كه بايد مورد توجه قرار گيرد: تصميم گرفتم لباسي طراحي كنم كه وقتي يك زن مسلمان آن را مي پوشد، نوع پوشش نشان دهد كه او يك زن مسلمان ايراني است و با در نظر گرفتن حدود شرعي و لحاظ كردن مشخصه هاي بارز فرهنگي و تاريخي خود لباسي را طراحي كردم كه علاوه بر پوشيدگي، جنبه هاي زيباي فرهنگ اصيل ايراني نيز در آن رعايت شده باشد.
توجه به اين تجربيات نشان مي دهد كه ظاهراً حل كردن مشكل در سطح رسمي بسيار ساده تر از فضاي عمومي جامعه است. آن جايي كه خواسته ها، نيازها و واقعيتهاي متعددي خود را تحميل مي كنند.
پرده چهارم: اتحايه پوشاك تهران
- حاج آقاي شيرازي! من هيچ مانتوي كوتاهي در ويترين مغازه ام نداشتم ولي بازرس اداره اماكن باز هم مغازه من را پلمب كرد. بالاخره تكليف ما را روشن كنيد. مانتو زير چند سانت آزاده؟
- شيرازي، رئيس اتحاديه صنف توليدكنندگان و فروشندگان پوشاك تهران با تبسمي مي گويد: سانت را من تعيين نمي كنم، ولي نبايد مانتوي كوتاه و تنگ بفروشيد. دستور اداره اماكن است. و همين اعتراضات از دهان بيش از 200 واحد فروشگاهي كه ظرف نصف روز در نقاط مختلف تهران از سوي اداره نظارت براماكن عمومي نيروي انتظامي در راستاي طرح مبارزه با بدحجابي، به طور موقت تعطيل شده اند، تكرار مي شود و ابوالقاسم شيرازي باز هم همان پاسخ را تكرار مي كند.
اتحاديه پوشاك شايد در ميان نهادها، مراكز و سازمانهايي كه در مورد مسأله پوشاك به نوعي صاحب نظرند و يا خود را صاحب راي مي دانند از موقعيت ويژه اي برخوردار باشد.
شيرازي اين موقعيت ويژه را اينگونه تشريح مي كند: ما با دو طرف ماجرا درگير هستيم. از يك سو با نهادهاي متعدد و مختلف و عمدتاً ناهماهنگ نظارتي و تعزيراتي و از طرف ديگر با عاملين توليد و فروش و يا به عبارت دقيق تر بخش خصوصي. و همين موقعيت خاص، بيشتر ما را در جايگاه حل و فصل كننده اختلافات و مناقشات دو طرف درگير در ماجرا قرار داده است."
اتحاديه ها كه بنابه نوع فعاليت خود زيرنظر مجمع امورصنفي توليدي و يا خدماتي و فروشي و در فاز كلان تحت نظارت وزارت بازرگاني قرار دارند، به نوعي يك N.G.O به حساب مي آيند.
اين سازمانهاي خصوصي با حق عضويتي كه از اعضاي صنف دريافت مي كنند، اداره مي شوند تا مدافع حقوق اعضاي خود در برابر نهادهاي دولتي و حكومتي باشند و به همين خاطر است كه انتظار مي رود نهادهاي تصميم گير و اجرايي، بيشترين ارتباط را با اتحاديه ها داشته باشند؛ ولي گفته هاي شيرازي حداقل اين ارتباط را در حد انتظار توصيف نمي كند:
"درجريان قانون مصوب مجلس در مورد مد و لباس قرار دارم، ولي با كمال تأسف بايدعرض كنم كه هيچ مشورتي در اين زمينه با اتحايه صنف پوشاك به عنوان نماينده توليدكنندگان و فروشندگان انجام نگرفت و هيچ نظري از ما گرفته نشد.
و شما مي بينيد كه در هيچكدام از مواد اين قانون نيز حتي نامي از اتحاديه برده نشده و در ماده اول كه وزارت ارشاد را موظف به تشكيل كميته اي مي كند، به دعوت از نماينده اي از اتحاديه پوشاك راي نمي دهد."
شيرازي اضافه مي كند: "باوجود ارتباطات تنگاتنگي كه ما با اداره اماكن ناجا و خود نيروي انتظامي داريم، باز هم هرازچندگاهي شاهد برخوردهاي مقطعي و وسيع هستيم كه جمع كردن عواقب آنها روزها و هفته ها از اتحاديه وقت و انرژي مي گيرد و تأثير آن هم بر قدرت اقتصادي عاملين توليد و فروش انكارناپذير است."
رئيس اتحاديه صنف پوشاك، با اشاره به فعاليتهاي علمي صورت گرفته از سوي اتحاديه مي افزايد: "علي رغم اينكه مجلس و ديگر نهادهاي رسمي هيچگاه از اتحاديه نظري نخواسته اند، ماخود با برقراري ارتباط با كارشناسان طراحي سعي كرده ايم تا در حدودي خلاهاي موجود را پركنيم و در اين راه پيشنهادهاي متعددي را هم به نهادهاي مربوطه ارائه داده ايم.
به هرحال اين نكته را بايد مدنظر داشت كه موفقيت هر طرح و قانوني بدون درنظر گرفتن مجموعه اي مركب از نيازها، محدوديتها و مقتضيات توليدكنندگان و فروشندگان، خواه ناخواه در هاله اي از ابهام قرار مي گيرد."
به نظر مي رسد برخوردهاي اخير با عاملان توليد و فروش در روزها و هفته هاي گذشته، نتيجه يكي از همان طرح هايي است كه بدون در نظر گرفتن اقتضائات مورد نظر توليدكنندگان و فروشندگان پوشاك تصويب شده و به مرحله اجرا درآمده است.
پرده پنجم: ميدان هفت تير، بورس مانتوي تهران
"اين واحد صنفي، اقدام به فروش انواع مانتوهاي بلند و گشاد در انواع رنگها و مدلها مطابق با مد روز و زيرنظر اتحاديه صنف پوشاك مي كند." با ديدن اين پارچه نوشته ها برسر در اكثر مانتوفروشي هاي ميدان هفت تير كه چند سالي است به اصلي ترين بورس مانتوي تهران تبديل شده، مشخص شد كه اتحاديه پوشاك سرانجام به راهكاري براي ميانجيگري ميان فروشندگان و نمادهاي ناظر رسيده است.
بر روي اين پلاكاردها نرخ هايي از 5 تا 20 درصد نيز به عنوان تخفيف درج شده است، اما جرايد كشور كه چند روز بعد از آغاز اين طرح براي كسب توضيحات بيشتر به سراغ مرد اول اتحاديه پوشاك تهران رفتند، نتوانستند براي عبارت "مطابق با مد روز" كه بر روي پارچه نوشته ها حك شده، توضيح و تفسير مشخصي دست و پا كنند.
شيرازي در اين رابطه مي گويد: " از ابتداي اجراي اين طرح شخصاً هر روز به فروشگاههاي مجري طرح سركشي مي كنم و سعي دارم تا پيش از آنكه كار به برخورد بازرسان اداره اماكن برسد، در صورت مشاهده موردي از تخلف، تذكر لازم را خودم شخصاً به آنها بدهم."
شيرازي خبر ديگري هم مي دهد: "قرار است اين طرح كه اكنون در 300 واحد اجرا مي شود، بعد از 15 روز در 300 واحد ديگر نيز به مرحله اجرا درآيد، و به اين ترتيب تا انتهاي فصل تابستان به صورت گردشي ادامه پيدا كند."
اما گشت و گذار در مغازه هاي هفت تير نشان مي دهد كه تخفيف 5 درصدي فروشندگان مانتو كه در اقدامي هماهنگ در تمامي مغازه ها صورت گرفته ظاهراً چنگي به دل خانمهاي تهراني نزده است. ضمن اينكه از مدلهاي مشخص كه بتوان از آنها به عنوان مد روز ياد كرد هم خبري نيست. همان مدلهاي قديمي چند سانت بلندتر و البته گشادتر.
پرده ششم: يك خياطي كوچك در كوچه پس كوچه هاي نيروي هوايي
خسته از تكاپوهاي روزمره وقتي به داخل كوچه باريك محله مان پيچيدم، با ازدَحام غيرمنتظره اي روبروي يك مغازه كوچك خياطي مواجه شدم. خياطي محل بنا به اقتضاي كسادي و كمي مشتري سالها بود كه زودتر از 5 و 6 بعدازظهر كركره ها را بالا نمي داد و همه اهالي محل، تقريباً خانمهاي مسن تر، ديگر ساعت كاري آن را مي دانستند ولي تجمع اين جمعيت 7، 8 نفره و اغلب دختران جوان، آن هم در ساعت 4 بعدازظهر حتماً دليل خاصي مي تواند داشته باشد. كمي سرك كشيدن دليل را روشن كرد: دست نوشته بدخطي پشت شيشه خياطي خودنمايي مي كند: "انواع مانتو، كوتاه و تنگ مي شود. لطفاً نوبت بگيريد."!
پرده آخر: تحريريه روزنامه
مد چيست؟... آيا صرفاً نشانه اي است براي داوري در باب شخصيت آدمها؟ و يا ابزاري براي راهيابي به يك گروه و طبقه اجتماعي؟ يا اينكه نشانه اي است براي ارزيابي هاي اخلاقي در مورد كساني كه از مد خاصي پيروي كرده اند؟... بارها شده است كه در نگاه نخست به آدمي خاص و به خاطر ارزيابي از روز ظاهر شخصي و لباسي كه پوشيده است، دچار خطا شده ايم. گاه شده كه فردي را به خاطر پوشش به ظاهر نامتعارفش در ذهن و ضمير عجول خود آدمي متظاهر و غريب ارزيابي كرده ايم، اما پس از آشنايي بيشتر با انديشه و شخصيت او متوجه داوري غلط خود شده ايم. گاه نيز برعكس، آدمي را به خاطر پوشش راحت و به تعبير متعارف "اسپرت" بي غل و غش پنداشته ايم، اما پس از چندي به نتيجه اي خلاف آنچه در نگاه اول برداشت كرده بوديم، رسيديم. دليل اين اشتباه ها عمدتاً تعميم متداول ولي نادرستي است كه معمولاً در بررسي و ارزيابي پديده ها و رويدادها از حالت جزء به كل صورت مي گيرد. ولي با اين حال حتي تكرار اين خطاها هم باعث نمي شود كه ما مد را به عنوان يك نشانه دلالت زا قلمداد نكنيم. مد قطعاًً يك نشانه است، اما كشف دلالت هاي آن طبعاً از فرايند پيچيده اي برخوردار است. سازو كارهاي مرتبط با جنس آدمهايي كه پديده مد را به كار مي بندند، زمينه پيراموني و محيطي طبقات اجتماعي كه از ان استفاده مي كنند و حتي بسترهاي ايدئولوژيك لايه هاي مختلف جامعه كه مد در آن استفاده مي شود؛ بايد در نظر گرفته شود. از جمله پارامترها و شاخص هاي لازمي است كه بايد در نظر گرفته شوند. مد همچنين مي تواند يك رسانه باشد. مثلاً پوشيدن شلوار جين فرصاً در آمريكا و ايران دلالت هاي معنايي متفاوت به همراه دارد، همچنان كه پوشيدن كت و شلوار.
بالاخره با مد چه بايد كرد؟
در فضايي باز و به دور از ارزيابي هاي بسته و تك بعدي ايدئولوژيك؛ مد پديده اي مهم و واقعي است. واقعيتي كه بايد به دور از همه پيش داوريهاي اخلاقي و عوام زده، مورد ارزيابي دقيق علمي و جامعه شناختي قرار گيرد.
شيئي وارگي افراطي مد باعث شده است تا اين پديده (رسانه) به تدريج به يك دايره محدود و بسته تبديل شود. مد پيوسته در حال تكرار خود است. اين تكرار حاصل حس نوستالژيكي است كه مردم نسبت به گذشته دارند. نوستالژي به پديده هاي فرهنگي و اجتماعي دهه 60 باعث مي شود كه جامعه تا زمان حال به تكرار و بازآفريني آنها بپردازد، معماري و طراحي آن را تقليد كند، اسطوره اي آن را بازآفريني نمايد و صدالبته در بحث ما پوشش و مد آن را مورد نظر قرار دهد. از همين رو مد هميشه در حال تكرار گذشته خويش است. و به همين دليل است كه بسياري از نظريه پردازان، مد را پديده اي محافظه كار قلمداد مي كنند كه از جانب آن هيچ خطر و تعرضي به قواعد و آداب پذيرفته شده جامعه وارد نمي شود. چرا كه هميشه در حال تكرار الگويي است كه در گذشته نيز استفاده مي شده است و كوشش طراحان مد براي گريز از اين دايره، هيچ گاه تأثير فراگيري نداشته است. گاه حتي به خاطر پرهيز از اين الگوها به چنان ورطه هاي غيرواقعي و غيركاربردي فرو مي غلتند كه كوچكترين تأثيري بر اجتماع باقي نمي گذارد.