این بیمار نیازمند تجدید روحیه است
بیماری را تصور کنید که به تشخیص پزشکان معالج باید خود را به تیغ جراحی بسپارد؛ این بیمار که پس از تلاش های فراوان اطرافیان، آمادگی روحی و مالی لازم را برای این جراحی پیدا کرده و منتظر است تا وقت عمل فرابرسد. اگرچه ممکن است تجربه چنین اتفاقی برای همه ما پیش نیامده باشد ولی درک شرایط روحی و روانی این بیمار و اطرافیانش زمانی که مرتبا زمان آغاز عمل جراحی به تاخیر می افتد آن هم بدون اینکه توضیحات قانع کننده ای برای این تاخیرها ارائه شود، کار چندان دشواری نیست.
همه ما به این بیمار و اطرافیانش حق می دهیم که به شدت نگران باشند، از شدت این نگرانی هر اظهار نظری حتی از سوی یک پرستار بی اطلاع برای آنان دغدغه آفرین تلقی کنند و کاملا قابل پیش بینی است که در اثر تاخیرهای مکرر، دچار تاثرات عمیق روحی و روانی شوند تا جایی که امکان تفکر منطقی و عقلایی از آنان سلب شود.
حتما تصدیق می کنید این شرایط به اندازه کافی آزار دهنده و فرسایشی است چه رسد به اینکه بیمار مثالی ما و خویشاوندانش هر روز با اظهارات مختلف و بعضا متناقض تیم پزشکی روبرو شوند؛ پیش از بستری شدن برای عمل جراحی دائما به آنان هشدار داده می شد که هر لحظه تاخیر در جراحی عواقب غیر قابل برگشتی را برای سلامتی بیمار به دنبال خواهد داشت و عمل باید زودتر انجام شود، حال تمام این گفته ها و هشدارها در روزهایی که تاریخ عمل مرتب به تعویق می افتد مانند پتک بزرگی بر سر بیمار فرود می آید و به این تصور می رسد که پزشکان با هر روز تاخیر در جراحی، عملا از عمر او کم می کنند!
این بیمار و شرایط او اگرچه یک مثال خیالی است اما در عالم واقعیت، اقتصاد ایران و هدفمندسازی یارانه ها حکم همان بیمار و عمل جراحی را دارند؛ طراحان طرح تحول اقتصادی از ابتدا به درستی اقتصاد کشور را به بیماری که هرچه زودتر به مداوایی اساسی و کلی نیاز دارد، تشبیه کردند که طرح تحول اقتصادی و خصوصا هدفمند سازی یارانه ها همان جراحی است که برای بازیابی سلامت اقتصاد ایران گریز ناپذیر است. به عبارت دیگر طراحان قانون هدفمندی یارانه ها به عنوان تیم پزشکی متولی درمان اقتصاد ایران از مدت ها قبل مجموعه فعالان اقتصادی، افکار عمومی و... را به طرق گوناگون برای عمل جراحی بستری کرده اند ولی برخلاف تاکیدات فراوان برای ضرورت اجرای سریع تر جراحی، آغاز این کار به صورت مداوم و بدون ارائه توضیحات شفافی دائما به تعویق می افتد.
شاید چندان ضروری نباشد به عواقب این تعویق ها پرداخت؛ کافی است مرور کوتاهی بر شرایط اقتصاد کشور و جریان های رسانه ای و امواج شایعات در افکار عمومی در ماه های اخیر داشت تا اثرات عمیق این تاخیرهای مکرر بر فعالیت های اقتصادی و سرمایه های اجتماعی آشکار شود.
مسئولان تدوین و اجرای قانون از دائما به کارشناسان اطمینان می دادند که با استفاده از مدل های اقتصادی پیشرفته و قابل اطمینان، تمام سناریوهای محتمل، جهش های قیمتی و پیامدهای قابل تصور را بررسی و برای همه آنها برنامه ربزی های اقتصادی لازم را انجام داده اند اما به موازات این اعتمادسازی، به این واقعیت هم اذعان داشتند که تنها مسئله ای که نه چندان قابل پیش بینی و به همین خاطر هم بسیار دغدغه آفرین است، عوامل روانی و اصطلاحا تورم های انتظاری خواهد بود. همین دغدغه کاملا درست مسئولان را بر آن داشت تا از نخبگان، گروه های رهبر در جامعه و از همه مهمتر رسانه ها به عنوان پل های ارتباطی دولتمردان و افکار عمومی بخواهند همراهی های لازم برای اجرای هرچه کم هزینه تر این قانون مهم داشته باشند.
منصفانه اگر بخواهیم قضاوت کنیم دستکم بررسی کلی عملکرد رسانه ها نشان می دهد که فعالان این حوزه تلاش های فراوانی برای آگاه سازی جامعه از ضرورت ها و الزامات اجرای این جراحی بزرگ انجام داده اند و در واقع سهم بسزایی در آماده سازی بیمار برای بستری شدن داشته اند به گونه ای که به اذعان بسیاری از ناظران، کارشناسان و آگاهان اجتماعی، افکار عمومی تا حدود زیادی آمادگی روانی قابل قبولی برای مواجه شدن با پیامدهای کوتاه مدت اجرای قانون هدفمندی ایجاد شده بود اما متاسفانه در چند ماه اخیر با تعویق مکرر اجرای فاز آزادسازی قیمت ها و با وجود سپری شدن بیش از دو ماه از نیمه دوم سال که موعد اجرای فاز آزادسازی اعلام شده بود، به عقیده کارشناسان، جامعه از حالت ایده آل همراهی و همدلی با قانون فاصله گرفته است و اگر هر چه سریعتر اقدامی در این زمینه صورت نگیرد ممکن است این فاصله افزایش بیشتری هم بیابد.
در این اتفاق بی تردید خلا برنامه ریزی مناسب برای اطلاع رسانی کاملا مشهود و تاثیرگذار بوده است؛ در ماه های اخیر شاهد آن بودیم که مسئولان مختلف دائما از تدوین بسته های سیاستی برای حوزه های متعدد مانند بسته سیاستی صنعت، آرد و نان، کشاورزی و... خبر دادند ولی حتی یک بار هم خبری از تدوین بسته سیاستی اطلاع رسانی داده نشد چراکه به طور قطع اساسا از تدوین این بسته غفلت شده است. تغییرات چند باره متولی اطلاع رسانی در این مورد نشانه غیر قابل انکاری بر این مدعی است؛ اخبار متعدد و متناقض در مورد سیاست دولت در آزادسازی قیمت آرد و نان، رواج شایعات متعدد در مورد قیمت حامل های انرژی و... که همگی به کاهش آمادگی مطلوب افکار عمومی برای از سر گذراندن امواج اولیه و کوتاه مدت آزادسازی قیمت ها منجر شده است.
مردم این روزها هر جا به خبرنگاری می رسند می پرسند این کار بالاخره کی آغاز می شود و خبرنگاران هم هر زمان به مسئولی دسترسی می یابند مهمترین پرسششان موعد اجرای فاز اصلاح قیمت ها است ولی متاسفانه نه مردم و نه رسانه ها پاسخ روشنی دریافت نمی کنند.
دولت از ابتدای کار مرتبا بر این نکته تاکید کرده که برای کاهش هزینه های روانی و مدیریت فضای عمومی جامعه قصد ندارد قیمت های اصلاح شده و موعد دقیق آغاز فاز آزادسازی را اعلام کند. از یک زاویه این سیاست، قابل تامل و صحیحی به نظر می رسد اما به اعتقاد کارشناسان این رویه در ادامه نیاز به اصلاحاتی دارد چراکه با توجه به تاخیرهای بوجود آمده، این سیاست که به احتمال زیاد برای اجرای قانون از نیمه دوم سال طراحی و پیگیری شده بود، در شرایطی که امروز بیش از دو ماه از آن تاریخ سپری شده، نیازمند بازنگری است.
به نظر می رسد در شرایط فعلی مسئولان اجرایی باید سیاست کوتاه مدتی برای بازگرداندن اعتماد عمومی به نقطه حداکثری که چند ماه گذشته به آن رسیده بود، تدوین کنند که به طور قطع مهمترین اصل این بسته سیاستی باید جلوگیری از اظهارات پراکنده افراد غیرمسئول باشد که ایجاد تناقضاتی را برای افکار عمومی به دنبال داشته و دارد.
به اعتقاد کارشناسان فرهنگ سازی و اطلاع رسانی اگر کل فرایند را به سه مرحله آگاه سازی، آماده سازی و همراه سازی افراز کنیم، بررسی روند طی شده نشان می دهد که مسئولان اجرایی در مرحله نخست که آگاه سازی جامعه از ضرورت ها و بایسته های اصلاح شیوه توزیع یارانه ها است، توانستند با کمک رسانه ها و استفاده از ظرفیت های بالای رسانه های کشور، افکار عمومی به آمادگی لازم برای پذیرش این جراحی برسانند ولی ظاهرا در مرحله دوم که افکار عمومی باید آمادگی لازم را برای ورود به فاز اصلاح قیمتی به دست آورد، دچار چالش هایی هستیم که باید هرچه سریعتر فکری به حال آن کرد چرا که بیمار مدت ها روی تخت جراحی است ولی اگر قرار است تاخیری در آغاز آن صورت بگیرد، این بیمار نیازمند بازسازی روحی است.