اين روزها شهر تهران ميزبان پانزدهمين نمايشگاه نفت، گاز و پتروشيمى ايران است كه به گفته مسئولان آن با حضور 1350 شركت داخلى و خارجى برگزار مى‏شود. اين نمايشگاه بين‏المللى كه معمولاً در دومين ماه سال شمسى برپا مى‏شود، توانسته طى سالهاى گذشته جايگاه نسبتاً مطلوب و قابل اعتنائى در ميان كشورها و فعالان حوزه انرژى دست و پا كند و به موقعيت ارزشمندى براى مذاكرات، بازاريابى و نهايتاً تفاهمات و همكاريهاى آتى تبديل شود.
آنچه برپايى نمايشگاه نفت و گاز ايران را در سال جارى و البته براى سالهاى آتى نيز از اهميت و حساسيت بيش از پيش برخوردار مى‏كند، تحولات و تغييرات برنامه‏ريزى شده‏ايست كه در حوزه انرژى از سوى كشورهاى توليد كننده و بيشتر از آن از سوى مصرف كنندگان عمده محصولات مربوط به خانواده انرژى درحال وقوع است.
اين تحولات و فعل و انفعالات، به طور مشخص بر تمامى ابعاد امنيتى، اقتصادى، بازرگانى و حتى فرهنگى كشور ما تأثيرگذار است و به همين جهت بر مسئولان كشور فرض است كه بانگاهى واقع‏بينانه و دقيق اين تحولات را رصد كنند.
يكى از بزرگترين و پردامنه‏ترين اين برنامه‏ها در كشور عراق درحال وقوع است. واقعيت اين است كه با وجود تمام تلاشهايى كه مردم و مسئولان اين كشور در راستاى حفظ استقلال خود انجام مى‏دهند، حضور گسترده سرمايه‏گذاران جهانى از شرق و غرب جهان بر سر سفره گسترده نفت عراق امرى اجتناب‏ناپذير است؛ ناگزير از آن رو كه ممانعت از حضور اين سرمايه‏ها هم تا حدودى از اختيار عراق خارج است چرا كه اصولاً اين كشور با همين هدف اشغال شده و از طرف ديگر منابع مالى حاصل از اين سرمايه‏گذاريها براى بازسازى زيرساختهاى ويران عراق ضرورى است. محصول اين جبر و اختيار براى عراقى‏ها هرچه باشد، براى ايران چيزى نيست جز محدوديت بيشتر در حوزه اقتصادى و به تبع آن بالا رفتن تهديدات امنيتى.
نگاهى گذرا به اين آمار، وضعيت را بيشتر روشن مى‏كند:
عراق درحال حاضر روزانه 5/2 ميليون بشكه نفت توليد مى‏كند. اين كشور با برگزارى مناقصه براى 70 بلوك اكتشافى و 65 ميدان نفتى خود قصد دارد ظرف 4 سال آينده، ظرفيت توليد خود را به روزانه 6 ميليون بشكه نفت برساند، يعنى حدود 2/1 ميليون بشكه بيش از توليد روزانه فعلى ايران و مساوى با توليد هدفگذارى شده ما در پايان برنامه پنجم توسعه.
برنامه‏ريزيهاى انجام شده از سوى اين همسايه 30 ميليون نفرى غربى ما حاكى از آن است كه دستيابى به توليد روزانه 12 ميليون بشكه براى 6 سال آينده هدفگذارى شده است؛ درصورت تحقق اين برنامه‏ها كه به عقيده بسيارى از كارشناسان و توجه به فعاليت 6 شركت بزرگ و معتبر بين‏المللى در ميادين و بلوكهاى نفتى عراق، دور از دسترس نخواهد بود، عراق ظرف 6 سال آينده، بزرگترين توليد كننده نفت جهان و جايگزين عربستان خواهد شد.
اين اتفاق داراى پيامدهاى متعددى براى ايران خواهد بود. نخست اينكه هزينه تحريم احتمالى كشورمان را در خريد نفت براى كشورهاى استعمارگر به شدت كاهش مى‏دهد و امكان و احتمال همراهى ديگر كشورها، حتى شركاى اصلى ما را افزايش خواهد داد چرا كه عراق به عنوان بزرگترين و يا حداقل يكى از عمده‏ترين توليد كنندگان نفت كه داراى ساختارى كاملاً وابسته به غرب در حوزه انرژى خود است، مى‏تواند كمبود نفت ايران را در بازارهاى جهانى جبران كند.
دوم اينكه با افزايش درآمدهاى نفتى عراق و افزايش رشد اقتصادى اين كشور، قطعاً الگوى تجارى و بازرگانى آن در رابطه با ايران تغيير مى‏كند و با وجود تمام سرمايه‏گذاريها و بسترسازيهايى كه در بخش دولتى و خصوصى براى استحكام پايه‏هاى حضور اقتصادى خود در عراق انجام داده، اين كشور تحت فشار سلطه‏جويان و برمبناى منطق اقتصادى، الگوهاى رفتارى ديگرى در رابطه با ايران در پيش خواهد گرفت كه نهايتاً به كاهش صادرات غيرنفتى، به عراق منجر خواهد شد.
و سوم اينكه، درآمد حاصل از فروش نفت، امكان سرمايه‏گذاريهاى فراوان در حوزه صنايع پائين دستى و پتروشيمى را براى عراق فراهم مى‏آورد كه اين مسئله مى‏تواند بازارهاى صادراتى محصولات پتروشيمى ما را به خطر بيندازد.
حال در برابر اين تهديدات چه بايد كرد؟ پاسخ به اين پرسش، گزاره ابتدايى اين نوشتار را كه بر اهميت چندين برابر نمايشگاه بين‏المللى نفت، گاز و پتروشيمى تأكيد داشت، روشن‏تر مى‏كند.
مسئولان و مديران كشورمان بايد درحال حاضر تسريع و تسهيل در طرح‏هاى نفت و گاز كشور را در اولويت اصلى قرار دهند و براى اين كار از هر روش معقول و ممكنى براى تأمين منابع مالى مورد نياز بهره ببرند.
پيشى گرفتن قطر از ايران در برداشت از ميدان مشترك گازى پارس جنوبى، سرمايه‏گذارى‏هاى عمان در ميدان مشترك هنگام و خيز برداشتن عراق براى استخراج از 5 ميدان نفتى مشترك با ايران، همگى بر ضرورت همت مضاعف در حوزه جذب منابع مالى براى حوزه انرژى كشورمان تاكيد دارند.
بنابر آمارهاى رسمى، تحقق اهداف برنامه پنجساله پنجم كشور در حوزه نفت و گاز نيازمند 25 تا 31 ميليارد دلار سرمايه‏گذارى سالانه در حوزه بالادستى نفت و حدود 40 ميليارد دلار در حوزه گاز است كه در شرايط فعلى كار چندان ساده‏اى به نظر نمى‏رسد. مسئولان كشورمان هم با درك اهميت و دشوارى اين مسئله تحركات و اقدامات مثبتى در اين حوزه انجام داده‏اند؛ فروش اوراق مشاركت ارزى، امكان استفاده از منابع موسسات اعتبارى داخلى و تأسيس بانك نفت از جمله اين فعاليتها است كه بايد در وسعت و مقياس بيشترى دنبال شود.